English
Français
Polski
Русский
فارسی

زندگی فقط-خواندنی نیست

.می گویند توطئه است

«دانلود کردن دزدی محض از دیگران است. شما چیزی را می‌گیرید و بهای آن را نمی پردازید. آیا از مغازه ها و خانه‌ها نیز دزدی می کنید؟

ساختن رسانه کار سختی است: فقاست: فقط remaster کردن، بسته بندی و تبلیغ آخرین اثر سه میلیون دلار سرمایه می طلبد. پس هنرمندان چگونه امرار معاش کنند؟ آینده فرهنگ چگونه خواهد بود؟» 

،خوب

شاید شما واقعاً چیزی را از کسی نگرفتید. شاید واقعا آن کار را در بین قفسه ها پیدا نکردید. شاید در هر صورت نمی خواستید آن همه پول را برای چنین اثری «با حقوق محفوظ» خرج کنید.

سخت است:

موسیقی ای که حق کپی آن را ندارید، فیلم‌هایی که نمی‌توانید ضبط کنید، فایل‌های با محدودیت، و کالکشن های موسیقی ای که وقتی پلیرتان را عوض می‌کنید از بین می روند. بعضی شرکت ها حتی تلفن‌ها و کامپیوترهایی تولید می‌کنند که بر روی آن‌ها کمپانی ها انتخاب می‌کنند که چه برنامه‌ هایی را می‌توانید نصب کنید.
و وضعیت هنگامی بدتر می شود که قوانین نیز برای حمایت از این روش‌ها تغییر می کنند: در بسیاری از کشورها عبور از این محدودیت‌ها غیر قانونی تلقی می گردد.

life’s not read only CC by-nc Randall Munroe – XKCD

پس ما در این بین چه کاره ایم؟

در زندگی واقعاً چه چیزهایی مهم هستند؟ در پایان سال، چه چیزی آن را برای ما خوشایند جلوه می دهد؟ اوقات خوب با دوستان و بستگان؟ پیدا کردن یک آلبوم محشر؟ ابراز عشق یا نارضایتی؟ یادگیری چیزهای نو؟ داشتن یک ایده جدید؟ ای میلی از یک شخص خاص؟ 

موارد با درجه کمتر اهمیت عبارتند از: پیکسل های بیشتر، یک آی پاد چشمگیر اما دمده، یک موارد با درجه کمتر اهمیت عبارتند از: پیکسل های بیشتر، یک آی پاد چشمگیر اما دمده، یک آبونمان «ممتاز»، تماشای تلویزیون‌های با رزولوشن بالا... این‌ها چیزهایی هستند که همگی از آن‌ها لذت می بریم، اما در نهایت چندان تأثیر گذار نخواهند بود.

کمتر محتمل استکه بخواهیم یک فضانورد استثنایی شویم. ما شناکنان قصد عبور از عرض اقیانوس اطلس یا رهبری دنیا را نداریم. زندگی همین لحظه است. زندگی به اشتراک گذاشتن و ابراز ایده ها، افکار و احساسات است.

.زندگی فقط-خواندنی نیست

p>زندگی از بیت‌ها تشکیل شده و تا هنگامی که بر روی آن‌ها قفل وجود داشته باشد، «فروش» نمی رود. اگر ما قادر به انتخاب، امتحان، مزه مزه کردن، مشاهده، تفکر، کشف، بیان کردن، به اشتراک گذاشتن، و بحث کردن نباشیم، زندگی ارزش چندانی نخواهد داشت. زندگی باید خواندنی-و-نوشتنی

باشد.

شاید

سیستم کپی رایت تا به آن اندازه که اعتقاد داریم، مشروع

نباشد. در حقیقت سخنرانی مارتین لوتر کینگ با نام «رویایی دارم» تا به امروز حقوقا محفوظ است. شما حق ندارید سرود Happy Birthday To Youرا در یک فیلم، بدون پرداخت حقوق بخوانید. حتی اصطلاح «آزادی بیان» نیز حقوقا محفوظ است.

اشتراک فایل

جنایت محسوب می گردد و اشخاص برای توسعه تکنولوژی هایی که دیگران را قادر می‌سازند به اشتراک فایل بپردازند (از نظر آن‌ها: «توطئه برای تخلف از حقوق مولفین»)، محاکمه و زندانی می شوند. اما کسانی که ضبط کننده های ویدئویی، فتوکپی و پخش کننده های کاست با دکمه ضبط را اختراع کردند و به فروش رسانیدند، کجا هستند؟ آن هایی که پخش کننده های موزیک دیجیتال را اختراع کردند،‌ کجا هستند؟

این یک طنز بی‌تناسب است. در حالی که هزاران نفر به سختی در تلاش هستند تا فرزندان ما به سمت سیگار کشیده شوند یا مین های بیشتری صادر کنند، به اشتراک گذاشتن فایل‌هایی که در یوتیوب وجود دارند، شما را مستحق پرداخت ۱۵۰۰۰۰ دلار جریمه در ازای هر آهنگ دانلود شده می کند.

و به این ترتیب گفته می‌شود که صنعت موسیقی در خطر است. چه کسی خواهان یک صنعت برای موسیقی است؟ آن هم صنعتی با این اوصاف. اجازه بدهید صنایع برای کنسرو کردن غذاها و تولید اتومبیل باشند، نه برای خلاقیت.

فرهنگ با کپی کردن تخریب نمی گردد؛ خلاقیت با کشف کردن کاهش نمی یابد. هنگامی که مردم می آموزند و به بیان چیزها می پردازند، تمامی جوامع اصلاح می‌گردند.

مشارکت داشته باشید. لذت ببرید. کشف کنید. بیان کنید. به اشتراک بگذارید.

بنابراین

، وجود یک جامعه سالم که در آن هنرمندان می‌توانند امرار معاش کنند و شهروندان به خاطر به اشتراک گذاشتن موسیقی جنایتکار محسوب نگردند، ممکن است. چند پیشنهاد: 

موسیقی:

مشارکت:

فیلم ها:

  • به تئاترها و سینماهای کوچک بروید (برای حمایت از هنرمندان و نه صنایع).
  •  مدیا پلیرهای محدود کننده و تکنولوژی های DRM خریداری نکنید.
  •  فیلم‌های خوبی را که فکر می‌کنید همه باید در طول زندگی‌شان مشاهده کنند، با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

نرم افزار:

روزمره:

Cut Out Middleman

This webpage merely intends to link digital legislation back with everyday life. Think of it as a tiny manifesto scribbled on a train in 2006 – not a scheme for a new world order. Think hard, and write your own thoughts!
This text is by Olivier Cleynen and generously translated by Elias Yemreli. You are free and encouraged to copy the contents of this website, including for commercial purpose, under the conditions of the CC-by license.